دوشنبه دهم فروردین 1388
اخلاط چهارگانه و مزاج ها
----------------------------------------------
افراد از نظر نوع مزاج به چهار دسته تقسیم می شوند :
1) افراد صفراوی مزاج
2) افراد سوداوی مزاج
3) افراد بلغمی مزاج
4) افراد دموی مزاج
صفراوی
صفرا ترشحات كبد است که رنگ آن زرد كه جزء آتش بوده گرم و خشك است و گرما زیاد تولید می كند.ph~8.5 است
بیماری صفرا
كسانی كه صفرا زیاد تولید می كنند - سر درد – شقیقه نبض میزند -زردی سفیدی چشم – سیاهی رفتن چشم – سرگیجه - طعم دهانشان تلخ شده ترش كردن گلو وقتی صفرا داخل معده بیاید –تشنگی- سوزش جگر زیر دنده راست آنها خیلی گرم است و حداقل دو درجه تب دارند و لبهای آنها دچارخشکی بوده پوست سرشان ترك خورده و می سوزد و بعنوان شوره و حتی ریشه مژه و دور پلك سوخته و پوسته پوسته می شود – پوست زبر – رنگ ادرار زرد تیره –ابرو میریزد – علاقه زیاد به آب یخ و یخ – تند خو بهانه گیر -موها تکه تکه میریزد. – دیدن خواب هولناك افتادن از بلندی جنگ و ستیز
علت:
غذاهای چرب و شیرین صفرا را زیاد می كند.
غذای مضر برای صفرا مزاج ها:
پرخوری – بعد از غذای مختصر دوباره غذا خوردن – آش رشته – ماكارونی سیر (مطلقا نخورید مزاج كبد گرم و تر است و سیر تبدیل به آتش شده و بیمار حالش بد می شود)-شیرینی
درمان:
انار و شاتوت بهترین دارو است – زرشك – تمشك – زردآلو – هلو – خیار كاهو – هویج – روغن زیتون – كنجد – سیب – گلابی – سوپ جو – كدو خورشتی – خوراك قارچ – كدو حلوایی – اسفناج – گشنیز – نخود فرنگی – عدس - ماش - جو دو سر – لیمو عمانی
سوداوی
سودا سرد و خشك از جنس خاك و رسوب خون است و PH=6 است و در طحال توليد مي شود و طحال را فعال مي كند. PH خون بايد بالاي 7 باشد و اگر به 7 برسد به حالت اغماء و غش مي رود) اگر سودا زياد شود طعم دهان شور مي شود – بوي عفونت دهان و كابوس مي بيند و دچار افسردگي و خستگي – خود خوري – فكر زياد بدون آنكه بداند – لاغري – بي نشاطي – يبوست شديد هفته اي يك بار– مدفوع قيري و سياه – سوزش هنگام دفع ادرار – ادرار تيره خاكستري مي شود – حالت تهوع– حس تاريكي چشم و شب كوري – تيرگي رنگ پوست و صورت – سوزش معده– خارش زياد بدن وترك خوردن پوست – قلنج معده
علت
غذا های مانده و بیات و شور و نمك سود سودا را زیاد می كند
غذای مضر برای سوداوی مزاج ها
عدس - نوشابه با غذا - ماهی دودی – غذای مانده و بیات – نمك سود – خیار شور – گوشت پیر (رنگ قرمز تیره) – پنیر نباید بخورند
درمان
خوردن غذای گرم و تر – ملین – سوپ جو (با پاچه گوسفند – كمی زنجبیل زعفران) بعد از سلامتی عسل و قدومه شیرازی مرتب استفاده كنید – توت با آب گرم طهارت کند- –انجیر – خرما – كشمش – هل – دارچین – زیره زعفران
بلغمی
بدن علیه خودش انقلاب می كند و رماتیسم مفصلی می آورد .مثل كشك و آب یا سفیده تخم مرغ است ومربوط به سیستم لنفاوی یا سیستم ایمنی یا است.از جنس آب وسرد و تر است و كسانی كه سردی زیاد بخورند (ماست ترشی)بلغم فعال می شود. وزیر چشم پف كرده - مزه دهانشان ترش می شود – پوست شل و ول و سفید و آبكی می شود – پوست مقطعی سفید می شود (برص) و موها زود سفید می شود و مو – لك قهوه ای در سفیدی چشم و سردی دست وپا و پا درد و زانو درد – لرزش دست و پا (پاركینسون) دیر هضم شدن غذا – درد معده – تنگی نفس موقع خوردن غذا - قلنج می كنند و دوست دارند ماساژ بدهند و درد كمر و بین شانه ها و گرفتگی ماهیچه پشت گردن - كسل و خواب آلود – جاری شدن آب از دهان در خواب – دچار تپش قلب وقتی از خواب بیدار می شود - رقیق بودن آب بینی – ترشح بینی – سرفه زیاد - فراموشی – دفع ادرار زیاد همراه با فشار ضعف مثانه .
علت:
غذاهای لبنیات و ترشی و سركه بلغم را زیاد می كند.
غذای مضر برای بلغمی مزاج ها:
لبنیات – ترشی – لیته – شور – سیب زمینی – عدس – قارچ – گوشت گاو و گوساله – گوشت سفید(برای رماتیسمی ها بد بوده و درد را زیاد می كند)- چای – قهوه – نسكافه – میوه ترش و كال – نارنگی – كیوی – گرمك(سرد است) – خیار پوست كنده – لیمو شیرین – سوپ جو با زنجبیل
درمان:
گوشت (شتر – گوسفند - كبوتر – سار – گنجشك) – ادویه جات (هل – دارچین – زنجبیل – زیره – زعفران – زنیا – سرنجان – خولنجان – سیر- موسیر – خردل) - سبزیجات(كرفس – نعناع – ریحان – جعفری – ترخون – مرزه) - كلم – مارچوبه – هویج - كدوحلوایی - لیمو ترش – گندم – نخود – گردو هندی – قدومه شیرازی
دموی
از جنس هوا و گرم وتر است وبرای رساندن غذا واكسیژن به سلولها است.و اگر زیاد شود مزه دهان شیرین می شود- سر سنگین شده – – چرت زدن كم حواس –كش آمدن آب دهان – زبان قرمز می شود مثل آنكه رب انار یا زرشك خورده باشد و بدن دچار خارش و دمل و جوش ریز بیشتر در گردن بین كتف شده از لثه خون می آید و مضطرب میشود.
علت :
پرخوری وخوردن بیش از حد خون را زیاد می كند
غذای مضر برای دموی مزاج ها:
پر خوری - بادنجان – غذای نشاسته ای – آب یخ –شیرینی - غذای ممنوعه
درمان:
ناشتا (خاك شیر - بالهنگ – تخم ریحان – تخم مل – قدومه شیرازی – بالنگو – اسفرزه) یكی از اینها را در آب بریزید حجمش زیاد می شود و بخورید حركات دودی روده را زیاد كرده و روده براحتی كار می كند – استفاده از ترشی طبیعی فصل (شاتوت - زرشك – لیمو ترش – آب نارنج – مركبات) – سوپ جو – نان جو - سالاد با روغن زیتون و آب لیمو قبل از غذا – جوانه ها – سبزی – میوه
پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387
یادمون هست ؟
ابر بارنده به دريا مي گفت:
من نبارم توکجا دريايي؟!
در دلش خنده کنان دريا گفت:
ابر بارنده تو خود از مايي
....................
پنجشنبه پانزدهم آذر 1386
علم و حلم
----------------------------------------------
تماما گفتار فرا علم ائمه معصومین (ع) :

داشتن بدن سالم ، بیمار نشدن ، زیادی نور چشم ، زیاد شدن و تصفیه ی خون ، صافی رنگ و حسن صورت ، تقویت معده و هضم غذا و رشد مو ، استحکام لثه ، عوامل فساد و خرابی دندان ، دفع پیشگیری تعدادی امراض ، زیادی و کمی قوت شهوانی ، جنون و پیشگیری ، قوت و ضعف بدن ، لاغری ، عقل و فکر و حافظه و قلب و وسواس ، غم و خشم ، طولانی و کوتاه شدن عمر ، وسعت رزق و فقر ، ترقی و افت در دین ، ادای دِین و رفتن به حج ، محبت خدا ، اسباب عزت و ذلت انسان و رفع بلا ، استجابت دعا ، آمرزش انسان ، عاقبت به خیری ، جان دادن ، عذاب قبر ، روز قیامت ، میزان اعمال ، بهشت و جهنم ، قبرستان ، صدقه ، توبه ، بوی خوش و غسل جمعه ( در ادامه ی مطلب )
ادامه ی مطلب رو بخون ارزشش رو داره ...
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
روایت عنوان بصری ( از بهترین دستورالعمل ها برای سالکین الی الله )
----------------------------------------------
روایت عنوان بصری یکی از دستورالعمل های بسیار مهم وجود مقدس امام صادق (ع)است که در بردارنده نکاتی نغز وبدیع در تهذیب نفس است.و بسیاری از عرفا،علما وبزرگان اخلاق اهتمام خاصی به این روایت شریف داشته اند،از جمله مرحوم آیت الله العظمی سید میرزا علی قاضی طباطبایی به ارادتمندان وشاگردان خود دستور می دادند که آن را بنویسند وعمل کنند وکراراً می فرمودند:((باید آن را در جیب خود داشته باشید وهفته دو بار آن را مطالعه کنید.))
ترجمه این روایت شریف برای بهره مندی تمامی مشتاقان سلوک الی الله چنین ذکر شده،مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار می فرماید: به خط استادمان؛بهاءالدین عاملی روایتی را با این مضمون یافتم :((شیخ شمس الدین محمد بن مکی (شهید اول)گفت:من از خط شیخ احمد فراهانی (رﺣﻤﺔ الله)از عنوان بصری؛ که پیر مردی سالخورده بود واز عمرش نود وچهار سال می گذشت نقل می کنم که او گفت :من سالیانی به نزد مالک بن انس رفت وآمد می کردم، زمانی که امام جعفر صادق (ع)به مدینه آمدندبه محضر ایشان شرفیاب شدم ودوست داشتم همان طئری که از مالک تحصیل علم کرده بودم از ایشان نیز کسب علم کنم.روزی آن حضرت به من فرمودند:من مردی تحت نظرم علاوه براین در هر ساعت از شبانه روز اذکاری دارم که به آنها مشغولم.پس مرا از عبادتم غافل نکن،وعلومت را از سالک وراهنمایت (مالک بن انس )بگیر ومثل گذشته با او رفت وآمد کن.از این ماجرا غمگین شدم واز محضرشان مرخص شدم.با خود گفتم :اگر در وجود من آثار خیر وهدایت به چشم حضرت می آمد ،مرااز رفت وآمد وکسب علم از محضر شان منع نمی فرمودند. . . . . . . .
برگشتم ودو رکعت نماز خواندم وعرض کردم :خدایا ،پروردگارا،قلب جعفر (ع) را نسبت به من مهربان ومتمایل فرما واز علمش مقداری روزی من کن که به وسیله آن به راه راست تو هدایت شوم.با همان حال ناراحتی واندوه به منزل برگشتم وچون دلم مالامال از محبت جعفر (ع)شده بود با مالک بن انس رفت وآمو نکردم واز خانه ام بجز برای نماز واجب خارج نشدم،تا این که صبرم تمام شد .(روزی)پس از اقامه نماز عصر سینه ام تنگ شد وطاقتم به سر آمد نعلینم را به پا کرده،ردایم را پوشیده وقصد دیدار جعفر صادق (ع) را نمودم.وقتی که به درب خانه آن حضرت رسیدم اجازه ورود خواستم. . . . . .
وارد شده بر آن حضرت سلام کردم.امام ضمن جواب سلام ،فرمودند :بنشین ،خداوند تورا بیامرزد .پس نشستم.حضرت مدتی به حال تفکر ،سرشان را پایین انداختند،شپش سر بلند کرده وفرمودند:کنیه شما چیست؟گفتم :ابا عبدالله.فرمودند:خداوند کنیه شما را ثابت گردانده وتورا موفق کند.ای ابا عبدالله ،در خواستت چیست ؟با خود گفتم :اگر بهره من از این زیارت وعرض سلام فقط همین دعا باشد خیری بزرگ وزیاد است.باز حضرت فرمودند: چه می خواهی؟عرضه داشتم :از خداوند خواستم که قلب شما را نسبت به من مهربان کند واز علم شما روزی ام فرماید.حضرت فرمودند: ای ابا عبدالله.علم به آموختن نیست،علم نور است ودر قلب کسی قرار می گیرد که خداوند هدایت اورا اراده فرموده باشد.بنابراین اگر علم می خواهی باید حقیقت عبودیت را در وجود خودت بخواهی وعلم را با عمل کردن ،طلب کنی واز خداوند طلب فهم کن تا (علم را)به تو بفهماند. . . .
عرض کردم :ای ابا عبدالله .به من توصیه ای بفرمایید.فرمودند:تورا به نه چیز وصیت می منم که آنها توصیه من به همه آرزومندان سیر وسلوک الی الله است. از خداوند موفقیت تو را در عمل به آنها خواستارم. سه مورد آن در ریاضت وتربیت نفس است وسه مورد آن در حلم وبردباری وصبر وسه امر دیگر آن در علم ودانش است.پس این وصایا را حفظ کن وبه خاطر بسپار ومبادا در عمل به آنها سستی کنی.عنوان بصری می گوید : من قلبم را برای فراگیری آماده کردم.حضرت فرمودند: اما آنچه که در ریاضت نفس است: 1-مبادا چیزی را بخوری که بدان اشتها نداری چون موجب حماقت ونادانی می شود.2 – تا گرسنه نشدی چیزی نخور. 3-زمانی که غذایی خوردی، با نام خدا وحلال باشد وحدیث رسول خدا را به یاد داشته باش که فرمودند: آدمی هیچ ظرفی بدتر از شکمش را پر نکرده است.پس اگر نا چار شد غذا بخورد،یک سوم شکمش را برای طعام ،ویک سومش را برای آب ، ویک سوم را برای تنفس قرار دهد. اما آن سه موردی که در حلم وبردباری است: 1-اگر کسی به تو گفت اگر یکی بگویی ده تا می شنوی.به او بگو :اگر ده تا بگویی سخنی هم نمی شنوی(عفت کلام داشته باش) 2-اگر کسی به تو دشنامی داد به او بگو :اگر راست می گویی از خداوند می خواهم مرا ببخشد واگر دروغ می گویی از خداوند می خواهم تو را ببخشد.3-واگر کسی تورا تهدید به دشنام کرد تو اورا به خیر خواهی ومراعاتش وعده بده. واما آن سه امر دیگر که در علم ودانشاست:1-آنچه را که نمی دانی از عالمان بپرس ومبادا برای به زحمت انداختن وامتحان کردنشان سوال کنی.2- مبادابراساس خودرایی دست به کاری بزنی که به دان علم نداری ودر تمامی امور تا آنجا که ممکن است مسیر احتیاط را رها مکن.3-همان گونه که از شیر درنده فرار می کنی از فتوی دادن بدون علم بپرهیز وگردن خود را پل عبور مردم نکن. . . .
پنجشنبه یازدهم مرداد 1386
فراموش نکنیم دنیا در شش چیز خلاصه می شود !!
----------------------------------------------
علی ( علیه السلام فرمودند ) : دنیا در شش چیز خلاصه می شود ؛

خوردنی ، نوشیدنی ، پوشاک ، وسیله سواری ، منکوح ، بوییدنی
1- بهترین خوردنی ها عسل است که مشوب به پشه ای است
2- بهترین نوشیدنی ها آب است که نیک و بد به طور یکسان از آن برخوردارند
3- بهترین لباس ها حریر «ابریشم» است که دست باف کرم است
4- بهترین وسیله سواری اسب است که مردان بر روی آن به قتل می رسند ( ماشین )
5- بهترین منکوحات زن است که نکاحش دخول مجرای بولی در مجرای بول دیگر است
به خدا قسم زن بهترین چیز خود ( صورت ) را زینت می دهد و زشت ترین چیز از او تقاضا می شود
6- و بهترین بوییدنی ها مشک است که خون حیوانی است .
شنبه بیست و ششم خرداد 1386
پنج چیز را در گرو پنج چیز قرار داده ام :
----------------------------------------------
در روایت آمده است که خداوند عزوجل به داود پیامبر ( ع ) وحی کرد :
ای داود ! پنج چیز را در گرو پنج چیز قرار داده ام ، اما مردم آن پنج را در جای دیگر
جست و جو می کنند ولی به آن دست نمی یابند :
اول : علم را در گرسنگی و کوشش و تلاش قرار داده ام ولی مردم آن را در سیری ، راحتی و آسایش
........................................ جست و جو می کنند ولی به آن دست نمی یابند .
دوم : عزت و جلال را در عبادت و طاعت خودم قرار داده ام ولی مردم آن را در خدمت سلاطین و حاکمان
........................................ می جویند ولی به آن دست نمی یابند .
سوم : بی نیازی را در قناعت قرار داده ام ولی مردم آن را در زیادی مال
........................................ جست و جو می کنند ولی به آن دست نمی یابند .
چهارم : رضایت و خشنودی از خودم را مبارزه با نفس قرار داده ام ولی مردم آن را در رضایت نفس
........................................ می جویند ولی به آن دست نمی یابند .
پنجم : راحتی و آسایش را در بهشت قرار داده ام ولی مردم در دنیا
........................................ به دنبال آن می گردند ولی به آن دست نمی یابند .
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386
سنگ ها دل تنگند
----------------------------------------------
دنگ دنگ
می خورد شیشه به سنگ
چه کسی دست درازی به تن شیشه ی مجنون کرده است ؟
سنگ ها
سنگ هائی که فقط رسم ریاضت دانند
سنگ ها !
به چه می اندیشید ؟
امروز ، کف آبی که فقط شعله ی خورشید درونش پیداست
فردا ، دست یک کودک کمرو لب رود
که به جز یک تلپ ساده نمی خواهد هیچ
روز دیگر اما ، شیشه ی خانه ی یک بچه یتیم
که برای خنکای دل خود دست به دامان خدایش شده است
سنگ ها ، به چه می اندیشند ؟
به سقوطی که ز قلب نگرانی پرتاب
و فقط جمجمه ی بسته ی سرباز یهودی شکند ؟
سنگ ها ، سفت و سخت
نرم تر از دل انسان لجوج
سنگها سنگ ها سنگ ها
دنگ دنگ و دنگ دنگ
می خورد شیشه به سنگ
سنگ ها زیر هجوم شیشه ها تاب ندارند ولی
به امید روشنائی سنگند
سنگ ها دل تنگند
سنگ ها
سنگ هائی که فقط رسم ریاضت دانند...
<< حسرت >>
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386
معجزات امام زمان ( ع ) در جمکران
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386
لیست داستان ها
"جان بلا نکارد" از روي نيکمت برخاست . لباس ارتشي اش را مرتب کرد وبه تماشي انبوه جمعيت که راه خود را از ميان ايستگاه بزرگ مرکزي پيش مي گرفتند مشغول شد. او به دنبال دختري مي گشت که ...
حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه :
داستانی فوق العاده از مصطفی مستور ...
لئوناردو داوینچی هنگام کشیدن تابلوی شام آ خر دچار مشکل بزرگی شد ...
زمانهای قدیم وقتی هنوز راه بشر به زمین باز نشده بود فضیلتها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند.
ذکاوت! گفت :...
روزي مردي خواب عجيبي ديد، اون ديد كه پيش فرشته هاست...
فردي از پروردگار درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را ...
5 داستان پند آموز
خانم« تامپسون» معلم کلاس پنجم ابتدايي در اولين روز مدرسه مقابل دانش آموزان ايستاد ...
پادشاهی که در یک کشور بزرگ را حکومت می کرد ، باز هم از زندگی خود راضی نبود . اما خود نیز علت را نمی دانست . روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد ...
مردي با اسب و سگش در جادهاي راه ميرفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظيمي، صاعقهاي فرود آمد ...
يك كوهنورد مي خواست از بلندترين كوه ها بالا برود او پس از سال ها آماده سازي، ماجراجويي خود را آغاز كرد ولي ...
استاد دانشگاه با این سوال شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟ ...
سارا هشت ساله بود که از صحبت پدرمادرش فهميد برادر کوچکش سخت مريض است و پولي هم براي مداواي آن ندارند ...
از بهترین های صادق هدایت
مردی دیر وقت ، خسته و عصبانی از سر کار به خانه باز گشت ... ( داستانی تاثیر گذار )
وقتي سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي کرد ...
چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386
شفاى مفلوج و سفارش به دعاى فرج
يكى از خدمه جمكران مى گويد:
«يك روز قبل از عاشوراى حسينى در مسجد جمكران مشغول قدم زدن بودم. مسجد بسيار خلوت بود. ناگهان متوجه مردى شدم كه بسيار هيجان زده بود و به هر يك از خدّام كه مى رسيد، آنها را بغل مى كرد و مى بوسيد. جلو رفتم تا جريان را جويا شوم، امّا همين كه به او رسيدم مرا نيز در آغوش كشيد; مى بوسيد و اشك مى ريخت. وقتى جريان را از او پرسيدم، گفت: چند وقت قبل با اتومبيل تصادف كردم و فلج شدم. پاهايم از كار افتاد. هر شب به خدا و ائمه معصومين(عليهم السلام) متوسل مى شدم. امروز، همراه خانواده ام به مسجد آمدم. از ظهر به بعد حال خوشى داشتم; به آقا امام زمان(عليه السلام) متوسل بودم و از ايشان تقاضاى شفا مى كردم. نيم ساعت پيش، ناگهان متوجه شدم كه مسجد، نورى عجيب و بوى خوشى دارد. به اطراف نگاه كردم و ديدم كه مولا اميرالمؤمنين، امام حسين، قمر بنى هاشم و امام زمان(عليهم السلام) در مسجد حضور دارند. با ديدن آنها دست و پاى خود را گم كردم. و نمى دانستم چه كنم كه امام زمان(عليه السلام) به من نگاه كرد و همان لحظه لطف ايشان شامل حالم شد و به من فرمود: شما خوب شديد! برويد و به ديگران بگوييد كه براى فرج من دعا كنند كه ظهور ان شاءاللّه نزديك است. بعد ادامه داد: امشب عزادارى خوب و مفصلى در اين جا برقرار مى شود كه ما هم حضور داريم».
خادم مى گويد: «مردِ شفا گرفته يك انگشترى طلا به دفتر داد و با خوشحالى رفت. مسجد خلوت بود. آخر شب، هيأتى از تبريز به جمكران آمد و به عزادارى و نوحه خوانى پرداختند. مجلس بسيار با حال و سوزناك بود. من همان لحظه به ياد حرف آن مرد افتادم».

